خدا بهش رحم کنه! خدا بهشون رحم کنه!
و به همه...
خدا رحیمه حواسشم هست همیشه...ولی نمی دونم چرا بعضی وقتا....
خدا حواسش هست رحمم می کنه ولی حماقت این آدما خیلی وحشتناکه!به نظرم خود خدا هم مونده توش...شایدم نمونده!
بعضیا کلی چیز دارن...بعضیا همه چیز دارن...بعضیا هم کلی چیز ندارن! یکی هم این وسط پیدا می شه که چیزایی داره چیزایی هم نداره!
به نظر میاد کمی یا شاید خیلی از نداشته هاشو بدست آورده نه عوضش موازی با اون چیزایی رو که داشته قطعا از دست داد!
رابطه ای بین داده ها و گرفته ها نیست!شاید هم باشه...همه چیز زندگی به هم ربط داره!
این وسط یه نا امید از نفس افتاده ی ظعیف باید بشه مایه امید و مشوق کسی که شکست خورده ولی هنوز از پا نیفتاده!
خیلی مسخرست نه؟تجسم عینی و بهترین شهود حماقته!چرته!مزخرفه!ولی قشنگ هم هست!
یه بازی سرگرم کننده!یه موقعیت نه صرفا از نوع مثبت یا حتی منفی!
کاراش همین جوریه...یکی که از سر فراق/فراغ خاطر و آسودگی و به قول معروف خوشی ای که زیر دلش زده می شینه کلی سعی می کنه که فک کنه!دور شده...کنار کشیده خودش رو از زندگی و روزگار!دنبال راهی برای زندگی کردن...از اون ور یکی که داره تو زندگی دست و پا می زنه...یه حالت مسخره!تواما انگار هم تو یه گرداب افتاده و باید بیاد بیرون ولی نمی شه...همم موجا پرتش می کنن سمت ساحل و می خوان از زندگی بیرونش کنن ولی با جدیت به سمت وسط دریا سعی در شنا کردن داره!
و این وسط یه رابطست!
خدا هم خدایی خیلی باحاله!جالبه!آدمای خاص خداهاشونم خاصه!یه جورایی انگار خدا با هر بنده ای مثل خودش رفتار می کنه!شایدم خدا مسئولیت هر کسی رو داده دست اون روحی که تو اون به شخصه می گن دمیده!چیزی از جنس خودش...
غروری که نمی خواد شکسته شه ولی انگار داره میشکنه!یه ترس! غروری که هیچ کس این وسط نمی خواد بشکنه ولی ذره ذره داره ترک می خوره شاید به خاطر ترس از شکسته شدن و فرار از متهمین فرضی! |