می گن خوشی طبع آدم رو کور می کنه...شاید! ولی نه!خوش نیست...خوشحاله ها ولی بازم غم داره...یه جوری مسخ شده انگار! قدرت هیچ کار و فکری رو نداره...می شه گفت داره زندگی می کنه! کلی دغدغه داره...ولی نمی شه ازشون دم زد...ییه جورایی نمی تونه باز حرف بزنه با خودش!یا شاید نمی خواد...احتمالا حرفی هم نداره! یه هم زبون دیگه شاید...ولی نه! فقط سعی می کنه شاکر باشه!در همین حد! البته اینم میگذره احتمالا! زندگی قشنگه!نه؟
عاشق بدبختیای شیرینه...چون آدمه و این اقتضا می کنه که کرم داشته باشه! |