چیکار باید بکنه؟؟؟راهش چیه؟؟؟
باید تسلیم شه یا ادامه بده؟
اسمش تسلیم شدننه اصلا؟؟؟
برای چی باید ادامه بده؟به چه امید و هدفی؟؟؟
گاهی تو یه منجلاب بد گیر افتاده...هر چی بیشتر دست و پا می زنه بیشتر به گند کشیده می شه...می خواد بیاد بیرون...ولی می ترسه!شک داره...وحشت داره از اینکه تصمیم اشتباهی بگیره و یه عمر زندگیش تباه شه...و تو منجلاب می مونه و هی دو دو تا می کنه و...به خیالش می خواد به خودش کمک کنه...و هی معطل می کنه و بیشتر فرو می ره...
می ترسه با این تصمیم به یه سری چیزا نرسه ولی خب بدون اون به تنها چیزی که ممکنه برسه نابودیه!هیچی ازش باقی نخواهد موند و هیچ کاری نخواهد کرد....
شاید دست دست می کنه چون ته دلش یه چیزی جور در نمیاد...شاید فک می کنه می تونه جور دیگه ای خودش رو نجات بده...یعنی حس می کنه باید اینجوری باشه!باید بتونه!اون نباید تسلیم شه...چون فرق داره شاید!
گاهی پاک کردن صورت مسئله خیلی سخت تر از حلشه! مثل همین الان!
و اینکه حس میکنه عجولانه حل کردن این مشکل فقط ممکنه بتونه تنها راه حل موجود رو ضایع کنه...و گند در گند در گند بشه همه چیز...و از طرفی هرچی بیشتر طولش می ده داغون تر می شه!
این وسط فقط یه معجزه لازمه گویا....هر چه پیش آید خوش آید و حداقل بهتر از پیش نیومدنه...
کاش خدا بهش کمک کنه...تا دیر نشده!
کاش موقش زودتر برسه... |